پاجوش های انقلابی و احتکار اینترنت!
بی بی سرور: «مردم می جنگند و آنها احتکار می کنند»؛ این تیتر روزنامه ی کیهان در تابستان سال ۱۳۶۲ است. روزهایی که کشور درگیر جنگ با عراق بود و عده ای با احتکار، کم فروشی و اختلال در تأمین نیازهای روزانه مردم، تنها در پی سودجویی و انباشت سرمایه خود بودند.
سال تولد نویسنده و این تیتر یکی است؛ اما درک این سوءاستفاده ها برای ما که در جنگ ۸ساله حضور نداشتیم نیز غریب نیست. کشور حالا درگیر جنگ ترسناک تری با آمریکا و اسرائیل است و مردم باز هم در مضیقه ی نیاز یومیه ی خود قرار دارند. واضح است که نیاز اساسی مردم امروز، یا خود اینترنت است یا از مسیر اینترنت تأمین می شود. حال عده ای که عموماً از مسؤلان جوان تازه به منصب رسیده هستند، پا بر گلوگاه اینترنت گذاشته اند و زندگی مردم را تلخ و دشوار کرده اند. آنها با احتکار، گران فروشی و کم فروشی این نیاز حیاتی، تلاش در انباشت منافع خود دارند. برای توجیه رفتارشان و همراه کردن مقاماتی که دانش فنی لازم را ندارند، به ادله های موهن و کلاه های شرعی پناه می برند؛ درست همان کاری که محتکران دهه ی شصت می کردند.
روزنامه اطلاعات در شماره ی ۱۹ تیرماه سال ۱۳۶۲ به نقل از نخست وزیر وقت در رابطه با ی محتکران نیازهای مردم آن روز نوشت: «این عده معدود در بازار، کسانی هستند که برای منافع خود حاضرند همه چیز را آلوده کنند، اینها وقتی از شرع صحبت می کنند دنبال شرعی هستند که دزدی ها و تخلفات اینان را بپوشاند.»
مسئولان جوان امروز، یا به قولی «پاجوش های انقلابی» که حالا صاحب اختیار اینترنت شده اند، غیر از سود اقتصادی، دانسته یا نادانسته درحال انباشت چیز دیگری نیز هستند: خشم مردم! در این روزهای پرالتهاب که احتیاج به انسجام ملی بالاتر از هر زمان دیگری احساس می شود، رفتار این پاجوش ها شعله ای است بر هیزم خشم و نارضایتی شهروندان. مردمی که با وجود تمام خاطرات تلخ روزهای قبل از جنگ، پای حفظ ایران ماندند، حتی آنها که نظام را قبول نداشتند!
در همین باره، آقای قالیباف در یک فایل صوتی بر لزوم حفظ انسجام ملی تاکید کرده و گفتند: «راه حل رویارویی با توطئه جدید دشمن فقط یک چیز است؛ «حفظ انسجام.» از روز اول [جنگ] تا امروز حفظ انسجام باطل السحر همه توطئه های دشمن بوده است و امروز باتوجه به طراحی جدید دشمن، اهمیت اش بیشتر است و هر اقدام اختلاف افکنانه ای، کاملا در در طرح جدید دشمن قرار دارد.»
این موضوع، دغدغه ی مهم مسئولان جنگ ۸ساله نیز بوده است. آن زمان که آقای قالیباف در خط مقدم جبهه بود، آیت الله رفسنجانی در مجلس اعلام نمود: «مشکل گرانی و توزیع ناعادلانه کالا، آخرین امید ضد انقلاب است که امید است با توجه دولت، مجلس و مردم حل شود.»
در همان زمان، پس از مصوبه مجلس برای تشدید مواجهه با محتکران، دادستان انقلاب در اطلاعیه ای اخطار داد: «دادستانی انقلاب اسلامی ویژه امور صنفی تهران، به این ظالمان از خدا بی اطلاعی که ناجوانمردانه در این برهه از زمان با احتکار و گران فروشی، به خیال خام خود تیشه به ریشه انقلاب می زنند و اذهان مردم را از مسأله اصلی یعنی جنگ به انحراف کشانده و رفته رفته گرانی و احتکار را به عنوان مسأله مهم و بحران اجتماعی مطرح می کنند، اخطار می دهد که به خود آیند و دست از اعمال ننگین و ضدانقلاب بردارند...». توزیع ناعادلانه ی قند و شکر در آن روزگار، همان توزیع ناعادلانه و احتکار امروز اینترنت است؛ بحرانی که دارد با سرعت به یک مسئله ی اختلاف برانگیز تبدیل می شود و اذهان مردم را از مسأله اصلی یعنی جنگ به انحراف کشانده و رفته رفته احتکار و طبقاتی شدن اینترنت به عنوان مسأله مهم و بحران اجتماعی مطرح می شود!
غلامرضا کلهر، دادستان امور صنفی نیز در تیرماه سال ۱۳۶۲ درباب احتکار مایحتاج مردم صراحتاً اعلام نمود: «ما فرقی بین محتکرین و اخلالگران در توزیع کالا با گروههای ضدانقلاب نمی بینیم. در هر صورت قصد دو گروه تضعیف و ایجاد تزلزل در امنیت کشور است.»
متاسفانه برای تعدادی از مسئولان ِ امروز، نقش حیاتی اینترنت در زندگی مردم، غیرقابل درک است. وگرنه بجای آنکه حکم به بستن پلت فرم ها و اینترنت دهند، مسدودکنندگان و کم فروشان اینترنت را محکوم می کردند. آنها که در آن زمان، احتکار و اختلال در توزیع کالا را موجب تزلزل در امنیت کشور می دانستند، امروز از احتکار و اختلال در اینترنت بسادگی می گذرند.
احتمالا ایشان از مقایسه ی میان محتکران قند و شکر دهه ی شصت و محتکران امروز اینترنت، شگفت زده شوند و هیچ گاه برای شان قابل باور نباشد. اما حقیقت عریان اینست که امروز زندگی، اقتصاد، آموزش و تفریح مردم [در همه دنیا] به اینترنت وابسته است؛ خیلی بیشتر از قند و چای دهه ی شصت! باید پذیرفت که در دنیای امروز، تأمین اینترنت به مفهوم تأمین امنیت جامعه است نه مخل آن؛ همان گونه که آب، برق، گاز و قند و شکر تأمین کننده ی امنیت هستند.
نکته ی دیگر، شور و هیجان جوانان تازه به منصب رسیده است (همان «بی ترمز بودن» قدیم). ایشان برای نشان دادن ارادت خود به اصول و مقامات بالادستی، بعضاً دست به تصمیمات اغراق آمیزی می زنند که جز هزینه برای کشور، نتیجه ای در پی ندارد. دنبال کلاه رفتن و و سر آوردن! این مقوله در مورد اینترنت و فناوری های نوین پررنگ تر است. چون که مقامات پا به سن گذاشته، در این زمینه دانش و اشراف کافی ندارند و به پاجوش ها تکیه کرده اند.
میزان خشم و نارضایتی مردم از قطعی اینترنت و عواقب اختلاف افکنانه ی آنرا نباید در گزارش کسانی جست جو کرد که خود اینترنت را مصادره کرده اند. کسانیکه اینترنت را امنیتی جلوه می دهند و بعد با دریافت مبلغی آنرا حلال می کنند. معمای امروز روشن است: یا آنان که به نام امنیت، مردم را از اینترنت محروم می کنند خیانت می کنند، یا آنان که امنیت کشور را تحت عنوان «اینترنت پرو» و سایر اشکال اینترنت طبقاتی به حراج گذاشته اند.
اگر می خواهید همچنان مردم را در کنار میهن نگه دارید، هر چه سریع تر اینترنت (بخوانید: زندگی مردم) را بدون کم فروشی و کم وکاست به مردم بازگردانید. در ایام ترسناک جنگ، این «قطع اینترنت» نبود که مردم را پای وطن نگه داشت؛ اما اساسا آن چه دارد مردم را از حکومت منفور می کند و انسجام ملی را مختل، همین قطع اینترنت است.
منبع: بی بی سرور
مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان بی بی سرور در مورد این مطلب